کلبه ی تنهاییِ من



تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

روزی شیری در دره ای خوابیده بود  و یک لاشه گوسفند هم جلویش بود که نصف آن را خورده بود و نصف دیگرش مانده بود.

روباهی از دور داشت می آمد که از لاشه بخورد!

شیر خودش را به خواب زد و پیش خودش گفت حالا که من خوردم و سیر شدم بگذار او هم بیاید و بخورد!

روباه برای اینکه مطمئن بشود او خواب است یک روده برداشت و به دست و پای  شیر بست!

آن وقت شروع کرد به خوردن!

خوب که سیر شد رفت!

شیر خواست حرکت کند اما آفتاب گرم روده ها را خشک و محکم کرده بود و هر چه کردنتوانست حرکت کند!

گفت رفتم ثواب کنم کباب شدم و همانطور خوابید تا موشی از سوراخ در آمد و شروع کرد به خوردن و پاره کردن روده و بند

 بند روده را پاره کرد و رفت داخل سوراخش!

در این وقت شیر حرکت کرد که برود،یک شیر دیگر او را دید و گفت کجا میروی ؟

گفت می روم از این سرزمین دور شوم!

رفیق او پرسیدچرا ؟

شیر گفت جائی که روباه بیاید دست مرا ببندد و موشی دست مرا باز کند دیگر  این سرزمین ماندن ندارد !

همیشه حواستان باشد که در هنگام انجام فعالیت های به ظاهر مثبت، جوانب منفی را نیز در نظر بگیرید تا کارتان واقعا مثبت باشد و به خودتان صدمه ای وارد نشود. 

نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن ماه سال 1390ساعت 12:11 PM توسط تنها نظرات (5)



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت


آرشیو سایت

پیوند ها

اختصاصی ویژه

طراح قالب

امکانات سایت



خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست